من بالاخره تونستم با محل کارم تسویه کنم و تمام طلبم رو بگیرم .
سال جدید قراره بشینیم برای ادامه همکاری و شرایط جدید صحبت کنیم که ببینیم اوکی میشه یا نه .
چون دیگه حاضر نمیشم با شرایط سخت قبل کار کنم .
یه کار بزرگی که بعد از سه سال تنیس زدن انجام دادم ، گرفتن شاگرد بود . یه تجربه ی خوب و لذت بخش که بیشتر باعث پیشرفت خودم شد .
و البته تو فیلد تخصصیم هم دو تا کارآموز خصوصی داشتم که در مورد آموزش اونها هم نتیجه خوشایند بود.
95 انگار سال تدریس و آموزش بود واسه من از همون اولش تا آخر ... این یه تجربه ی جالب و جدید بود خب . شاید بخوام گوشه کنار داشته باشمش همچنان .
زیاد شدن مشغله ها ، ارتباطات بیشتر رو به دنبال داشت .
دوستی های بیشتر ، روابط بیشتر ، آدمای تازه تر و متفاوت تر . و من اینو دوس داشتم .
با اینکه همیشه آدم درونگرایی بودم اما این دایره ی روابطِ بیشتر همیشه حالمو بهتر کرده و ازش استقبال کردم.
96 میخواد متفاوت باشه از سالهای قبل . ریسک بیشتر و تجربه های بیشتری توش هست .
نمیترسم ازش ، اتفاقن یجورایی هیجان زده م از فکر کردن بهش حتی اگه ریسکی بنظر بیاد .
اینو مطمئنم که اون شل و ولی و بی رمقی ای که تو 95 بود ، امسال دیگه پیداش نیس ...
یه چیزیو بگم اینجا ؟
من هر وقت سینگلم بیشتر میتونم پیشرفت کنم . انرژیم و هدفام قویتر پیش میرن . جالب نیس ؟! :))
یه حرکت ان ت ح ا ر ی میخوام بزنم امسال ، امیدوارم طبق برنامه پیش بره و بشه و یه قدم مثبت برام بشه .
دیگه اینکه آغااااا من یه پازل 1000 تایی گرفتم اسفند ، تو اوجِ کلافگیام که بشینم باهاش سرگرم بشم و فکرمو درگیرش کنم اما انققققده سخت بود من بیشتر حرصی شدم و همونایی هم که با هزار مکافات شبا تا صب میشستم میساختمو زدم بهم ریختمو کلن جمعش کردم :))))
حالا قشنگ باید بشینم با حوصله اونم بسازم .
رااااستی
بهارِ خوشگلِ بارونی مبارکــــــــــ ^_^

! ب رنگ من ...
ما را در سایت ! ب رنگ من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 73