دیشب

خرید بک لینک
بهش بد و بیراه زیاد گفتم . اون لحظه فقط باید خودمو خالی میکردم!

آخرش گفت ینی میخوای بری؟

سه بار محکم کوبیدم رو بازوش و پیاده شدم و درو کوبیدم .

...

صبح با چشمای ورم کرده و پر از اشک رفتم سرکار ... و مث یک زن مقاوم و تنها خودمو پرت کردم توو مشغله ها ...

! ب رنگ من ...

ما را در سایت ! ب رنگ من دنبال می‌کنید

برچسب: دیشب باباتو دیدم آیدا,دیشب تو خواب وقت سحر,دیشب به سیل اشک,دیشب تو باغ فردوس,دیشب تو کجا بودی,دیشب اومدم خونتون نبودی,دیشب همین موقع,دیشب تو بیت,دیشب مرجان فرساد,دیشب که بارون اومد, نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 21:54

صفحه بندی